×
به فروشگاه اینترنتـــــــی آجیل و خشکبار اعتماد خوش آمـــــدید
تــــــماس با‌ما ورود! ثبت نام

19
ابان

داستان آجیل مشکل گشا و پیرمرد خارکن ، قسمت اول

در ادامه مطلب "آجیل مشکل گشا چه نوع آجیلی است؟" امروز قصد داریم شما را با تاریخچه این آجیل بیشتر آشنا کنیم.  بنابر این خواندن این مطلب را از دست ندهید و با سایت اعتماد همراه باشید...


همان طور که می دانید مردم کشور ایران مردمی هستند که بسیاری از فعالیت های آنان ریشه در فولک لور تاریخیشان دارد و قصه آجیل مشکل گشا نیز از این قاعده مستثنی نیست! بسیاری از شما با نذر آجیل مشکل گشا مواجه شده اید اما، تاریخچه نذر آجیل مشکل گشا چیست و چگونه چنین نذری با عنوان آجیل مشکل گشا در کشور ما شکل گرفته است؟
داستان آجیل مشکل گشا در ایران به داستان پیرمرد خارکن بر می گردد! البته در زمان های گذشته شخصی که قصد داشت آجیل مشکل گشا نذر کند حین پاک کردن آجیل این داستان را تعریف می کرد و معمولا روزی که برای این کار انتخاب می شد شب جمعه بوده است. پس از پاک کردن کامل این آجیل در نهایت آجیل مشکل گشا بین حضار پخش می شد و پوسته های آجیل مشکل گشا به آب روان سپرده می شد. امروز شیوه نذر آجیل مشکل گشا متفاوت تر شده است در واقع پس از حاجت روا شدن آجیل مشکل گشا پخش می شود و بعلاوه بسیاری از آجیل فروشی ها پاک شده ی آجیل مشکل گشا را می فروشند که کار افراد را بسیار راحت تر کرده اند...

پیرمرد خار کن و داستان آجیل مشکل گشا...
داستان پیرمرد خارکن به این موضوع بر می گردد که در روزگاران بسیار دور پیرمردی به همراه خانواده اش زندگی سختی را می گذرانده است و برای گشایش در معاش خود تصمیم می گیرد نذر خضر نبی را به جا آورد و تا چهل روز جلوی درب خانه خود را قبل از طلوع آفتاب آب و جارو کند تا خضر نبی را ببیند و مشکلش را به او بگوید. پس از چند روز از شروع نذرِ، خضر نبی به دیدار همسر پیرمرد که مشغول آب و جاروی جلوی درب خانه بوده می آید و می گوید به عبدالله بگو که مشکل گشا را فراموش نکند! همسر پیرمرد این موضوع را به پیرمرد می گوید اما، او ناامید دوباره به صحرا می رود و اتفاقا آن روز در صحرا بوته خاری نیز نمی یابد زیرا شخصی بسیاری از بوته ها خار آن منطقه را آتش زده بوده... عبدالله از این مسئله به شدت ناراحت می شود و حضرت علی را به عنوان مشکل گشا یاد می کند... در همین لحظه سواری نورانی به سمت او می آید و سنگ های فروزانی را به او می دهد و می گوید که این سنگ ها را بفروش و معاش خود را بگذران و ما را هر شب جمعه یاد کن! و سپس سوار در گرد و غبار صحرا ناپدید می شود... عبدالله خارکن سنگ ها را به خانه می آورد و شب هنگام متوجه شد که سنگ ها نور زیادی را از خود پخش می کنند به طوری که خانه عبدالله از نور آن ها روشن می شود. او متوجه می شود این سنگ ها گوهر شب چراغند بنابر این، فردای آن روز یکی از آن سنگ ها با قیمتی بالا در بازار می فروشد و زندگی اش رو به بهبودی می رود..
احتمالا تا این قسمت داستان متوجه شده اید منظور از مشکل گشا در نام این آجیل توسل به چه شخصی است و منظور از پخش  چنین آجیلی در شب جمعه به چه علت بوده است. در مطلب بعدی در سایت اعتماد شما را با ادامه داستان این آجیل بیشتر آشنا خواهیم کرد...

تهیه و تدوین : واحد تامین محتوا 


دیدگاه
نام*
ایمیل*
نوشته های مرتبط

با ما همراه باشید(در اسنپ فود به ما بپیــــــــوندید!)

شماره تلفن: 5و55231551_021
etemadnuts@gmail.com

در تماس باشید!